این تارنما در هفته دوم بهمن به روز رسانی خواهد شد.
دوستا اگر در مورد ترجمه شعر نظر یا پیشنهادی دارند در بخش نظرات ارایه نمایند. موضوع بعدی در این زمینه خواهد بود.
باتشکر

در امتداد رشته کوه زاگرس و در دامنه کوه الوند، شهریست هفت هزار ساله؛ شهر نیاکان ما؛ پایتخت نخستین حکومت متحد مادها؛ گسترده از خاور تا باختر ایران زمین. سرشار از آثاری که بیانگر اقتدار فرمانروایان این آب و خاک بوده است. آثاری چون کتیبه های داریوش در دل سنگ و شهر باستانی هگمتانه زیر خاک ،نمادیست از یگانه پرستی و شکوه آن پادشاهان.
این کهن شهر بارها در طول تاریخ شاهد ویرانی و یورش سایر اقوام بوده اما هنوز پابرجاست و پابرجا خواهدماند همچون ایران.
و امروز شهریست کوچک به وسعت تاریخ...


زاد روز 1298 خوی
در گذشت 1373 تهران
مورخ، ادیب، نسخهشناس، نویسنده، مترجم
.................................................................................................................
دکتر عباس زریاب خویی از دیگر مترجمان چیردست این آب و خاک بود که به سال 1373 از میان ما رفت. او ازجمله دانش آموختگان ایرانی بود که پس از گذراندن مشقت های فراوان و تحصیل علوم ابتدایی در شهر خوی(زادگاهش) وسپس قم و تهران، از طرف کتابخانه مجلس شورای ملی، برای ادامه تحصیل به آلمان رفت و موفق به دریافت درجه دکترا در رشته تاریخ و فلسفه از دانشگاه یوهانس گوتنبرگ شهر ماینز گردید. او رساله دکترای خود را با عنوان: «گزارشی در باره جانشینان تیمور برگرفته از کتاب تاریخ کبیر جعفری» تألیف ابن محمد حسینی ،زیر نظر هانس روبرت رویمر و پرفسور شل از ایرانشناسان مشهور آلمانی تهیه و ارائه داد.
از آنجایی که از کودکی تا سنین جوانی در درس گفتار های اساتید صاحب نامی درخوی، قم و تهران شرکت جسته بود(آیت الله خمینی،شیخ عبدالحسین اعلمی)، در زمینه های الهیات فقه و علوم دینی و همچنین زبان عربی اشراف پیدا کرده بود، و به واسطه زندگی و پژوهش در فرنگ به زبان های انگلیسی، فرانسه و آلمانی تسلط داشت.او کتاب تاریخ فلسفه و لذات فلسفه را از ویل دورانت، تاریخ نگار شهیر امریکایی به فارسی ترجمه کرده است که اثری در خور توجه می باشد.او همچنین تالیفات ارزشمندی از خود برجای گذاشته که باعث افتخار کشور عزیز ماست. ایشان در سال ۱۳۴۱ به دعوت والتر هنینگ که آن زمان کرسی استادی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا داشت به برکلی رفت و به مدت دو سال در آن دانشگاه به تدریس زبان و ادبیات فارسی پرداخت. با اینکه هنینگ پست دائمی در دانشگاه برکلی برای زریاب در نظر گرفته بود ولی او ترجیح داد که به ایران بازگردد و دانستهها و تجربیات خود را در اختیار دانشجویان ایرانی بگذارد. دکتر عباس زریاب از سال ۱۳۴۴ استاد تاریخ در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود، و از آنجا که در رشتههای دیگر مانند ادبیات فارسی، ادبیات عرب، فلسفه، زبانشناسی و معارف اسلامی صاحبنظر بود، تا سال ۱۳۵۷ که در دانشگاه تهران اشتغال داشت ،در اغلب این رشتهها تدریس و سخنرانی میکرد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.

تألیفات:
Der Bericht uber die Nachfolger Timurs aus dem ta’rich kabir des Gafar ibn Muhammad al_Husaini, Mainz 1960
اطلس تاریخی ایران، زیر نظر سید حسین نصر، احمد مستوفی و عباس زریاب، تهران ۱۳۵۰
تاریخ ساسانیان، تهران ۱۳۵۴
بزمآورد، شصت مقاله در بارهٔ تاریخ، فرهنگ و فلسفه، تهران ۱۳۶۸
آئینه جام، شرح مشکلات دیوان حافظ، تهران ۱۳۶۸
سیره رسول الله، بخش اول: از آغاز تا هجرت، تهران ۱۳۷۰
کتاب الصیدنه فی الطب، نوشته ابوریحان بیرونی (تصحیح و تحشیه و مقدمه)، تهران ۱۳۷۰
روضةالصفا، نوشته محمدبن خاوندشاه بلخی، تهذیب و تلخیص، دکتر عباس زریاب، ۲ مجلد، تهران ۱۳۷۳
ترجمه ها:
تاریخ فلسفه، ویل دورانت (ترجمه از انگلیسی)، تهران ۱۳۳۵
لذات فلسفه، ویل دورانت (ترجمه از انگلیسی)، تهران ۱۳۴۴
تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، تئودور نولدکه (ترجمه از آلمانی)، تهران ۱۳۵۸ (Das iranische Nationalepos / von Theodor Nöldeke)
دریای جان، هلموت ریتر (ترجمه از آلمانی، با همکاری مهرآفاق بایبردی)، تهران ۱۳۷۴، ج ۱
ظهور تاریخ بنیادی، فریدریش ماینکه (ترجمه از آلمانی
ارزش هر نوشته ای بر مبنای آنچه نگاشته شده سنجیده می شود؛ پس نویسنده ای که تاثیر گذارتر، قاعده مند ترو روانتر بنویسد ارزش خود و نوشته اش را بالاتر برده است. نوشتن هم، مانند هر کار دیگری قاعده و اصول خود را دارد. خوب نوشتن با کمی تمرین و تکرار و بکار گیری قاعده ها، کار دور از دسترسی نیست. در ادامه این نوشتار چهار مرحله از مراحل نوشتن شرح و توضیح در یک نوشته را به اختصار می آوریم.
(purpose) هدف
درست مانند آغاز هر مرحله دیگری از زندگی اولین قدم ،انتخاب هدف و رویکرد ماست. به طور کلی هدف و رویکرد ما نوع و سبک نوشتار ما را معین می کند. در کتاب مراحل خوب نوشتن اثر"جین ویریک" به دو رویکرد اصلی اشاره شده:
)Objective)عینی و ملموس
(Subjective)ذهنی و انتظایی
در مورد اول نویسنده تلاش میکند که بر پایه واقعیات و حقایق عینی آنچه می خواهد را توضیح دهد.اما در شیوه دوم تلاش نویسنده بر تاثیر گذار بودن توضیحات و نوشته هاست که گه گاه با انواع آرایه های ادبی همراه است.
مرحله بعدی استفاده از جزعیات برای روشن ساختن مو ضوع مورد نظر می باشد.به بیان دیگر نویسنده باید با پرداختن به جزعیات و توضیحات کافی، مطلب را برای خواننده روشن سازد، و از مطالب دو یا چند پهلو که موجب انحراف مخاطب ازموضوع اصلی می شود بکاهد؛ مگر در مواردی که نیت او ایجاد ابهام در خواننده است.
قدم سوم استفاده از جزعیات مناسب درنوشته هاست؛ به این معنی که بسته به هدف و نوع نگارش باید از جزعیاتی استفاده شود که در راستای رویکرد و نوع حس و حالتیست که نویسنده به دنبال ایجاد آن است.به بیان دیگر انتخاب کلمات، توضیحات و جزعیات باید در جهت و دنباله رو هدف نویسنده باشد.
و مورد آخر آشکار و قابل درک بودن توضیحات است. در این مرحله نویسنده با استفاده از عناصر حسی و بکار گیری آرایه های ادبی نوشته خود را قابل درکتر، زیبا تر و تاثیر گذارتر می کند. یعنی بسته به متن میتواند از عناصر حسی برای انتقال حس و حالت مورد نظر خود کمک بگیرد و یا با استفاده از آرایه های ادبی مثل اغراق، کنایه، جانبخشی، استعاره و.... به نوشته خود جانی تازه ببخشد. به قول "یوسف کنراد" یکی از نویستده های شهیر قرن نوزدهم: «برای این که خواننده ها حس کنند، اول کاری کن ببینند»
برای کوتاهی این نوشته، از ذکر مثال پرهیز کردم.در صورت لزوم میتوانید به فصل یازده کتاب مراجعه کنید.
از مهمترین وظایف یک مترجم خوب – علاوه بر آنچه صاحب نظران این رشته گفته اند – کمک به گسترش واژگان زبان مقصد است. به بیان دیگر مترجم خوب یک پژوهشگر خوب هم هست؛ چرا که ترجمه او بسته به زمینه، پژوهشی پیرامون آن موضوع می باشد؛ خواه علمی باشد خواه ادبی همه و همه نیازمند فردیست که در زمینه مورد نظر مطالعات وسیعی داشته باشد و بتواند در حد توان به غنای فرهنگ و زبان کشورش کمک کند. هرچند در این مسیر افراط و تفریط به یک اندازه نکوهیده است و انسان باید همواره جانب اعتدال را رعایت کند. این نوشتار خرد بخش کوچکی از وظایف یک مترجم خوب است که شاید به نظر نگارنده کمتر به آن توجه شده خصوصا در ترجمه آثار مذهبی و علمی.آنچه رفت خلاصه ای بود از آنچه می اندیشیدم، و البته ادعایی برای اثبات آن ندارم، هرکس مختار است پیرامون آنچه در یافت می کند اندیشه کند و هدف هم همین است، " اندیشیدن ".
از دیرباز تا کنون ترجمه از مهمترین عوامل انتقال فرهنگ،علم و آزموخته های هر ملتی بوده و هست. و امروز هم، چون گذشته نقش و جایگاه خود را حفظ کرده و در کاروان بی وقفه علم پا به پای سایر علوم در حرکت است. اگر جهانی مجذوب رباعیات خیام می شود، اگر گوته و نیچه خود را شیفته حافظ وغزلیات او می دانند، و اگر عالمی در اندیشه اشعار شکسپیراند، همه و همه به واسطه ترجمه و مترجمان کارکشته بوده و هست.
امروزه نیاز به مترجمان چیره دست بیش از پیش احساس می شود؛ چرا که هرروزه دری از دروازه های علم باز می گردد و پرده ای از اسرار بیکران این جهان بر داشته می شود؛ و اینجاست که مترجمی باید، تا همزبانان خویش را از آن علم آگاه سازد.
ترجمه از همان ابتدا، قبل از دورانی که درس گفتار های اولین آموزگاران بشریت به زبان های دیگر ترجمه شدند، نقش خود را آغاز کرده و ادامه می دهد.
نظرات ()